کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تصمیغ
تلفظ بین المللی :
/tˈasmiq1/
تلفظ :
[t'asmiq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سامانۀ تصمیم یار
سرعت تصمیم
قاعدۀ تصمیم
مسئلۀ تصمیم دیفی ـ هلمن
ازادی در تصمیم
بی تصمیم
بی تصمیم بودن
بی تصمیمی
تصمیم داشتن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تصمیغ. [ ت َ ] ( ع مص ) داخل کردن صمغ در چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || صمغ به سر مالیدن تا موی بسته گردد. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
سامانۀ تصمیم یار
سرعت تصمیم
قاعدۀ تصمیم
مسئلۀ تصمیم دیفی ـ هلمن
ازادی در تصمیم
بی تصمیم
بی تصمیم بودن
بی تصمیمی
تصمیم داشتن
نظرات