۱. دست به کاری زدن؛ به کاری دست یازیدن.
۲. بهدست آوردن؛ چیزی را مالک شدن.
۳. در کاری به میل خود تغییر ایجاد کردن.
〈 تصرف عدوانی: ملکی را بهزور از دست مالک آن خارج کردن.
به چنگ آوردن، گرفتن.
تاثیر، نفوذ
بهدست آوردن
تغییر، دگرگونی
ضبط، قبض، قبضه
استملاک، تصاحب، تملک
ازاله بکارت، تصاحب کردن
اشغال، تسخیر، تسلط، چیرگی، دستاندازی، غلبه
۱. استملاک، تصاحب، تملک،
۲. ضبط، قبض، قبضه
۳. اشغال، تسخیر، تسلط، چیرگی، دستاندازی، غلبه
۴. ازاله بکارت، تصاحب کردن
۵. تغییر، دگرگونی
۶. بهدست آوردن
۷. تاثیر، نفوذ