تشکیک.[ ت َ ] ( ع مص ) به شک افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). در گمان افکندن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). در شک افکندن کسی را. ( غیاث اللغات ). در شک انداختن. ( آنندراج ). || ( اصطلاح منطق ) تشکیک در لغت به معنی شک و تردید است و به این معنی است که یک لفظ دارای مفهوم واحدی باشد ولکن اموری که آن مفهوم شامل آن میشود، متفاوت می باشند به تقدیم و تأخر و بالجمله ...
فرهنگ عمید
در شک وگمان انداختن، شک آوردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) در شک انداختن ، شک آوردن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَشْکیک(در لغت به معنی در شک انداختن و درگمان افکندن) در منطق و فلسفه، در برابر «تواطی». لفظ یا مفهوم کلی اگر به طور مساوی بر افراد و مصادیق خود اطلاق شود «متواطی» و اگر به طور نامساوی اطلاق شود «مُشَکِّک» نامیده می شود، مانند «نور» که به طور نامساوی بر افراد خود حمل می شود، زیرا نور خورشید، نور چراغ و نور کرم شب تاب، همه نور است، امّا یکی شدیدتر و دیگری ضعیف تر است. می توان تشکیک را به دو گونه تق...
فرهنگ فارسی
درشک وگمان انداختن، شک آوردن ۱-( مصدر ) در شک انداختندر گمان افکندن. ۲-( مصدر ) شک آوردن . ۳- ( اسم ) شک شبهه . جمع : تشکیکات .
مترادف و متضاد
۱. تردید، شبهه، شک، ظن، گمان ≠ یقین ۲. به شبهه افکندن، به شکانداختن، شک آوردن ≠ یقین کردن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تشکیک (ابهام زدایی). واژه تشکیک ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تشکیک (منطق و فلسفه)، اصطلاحی در منطق و فلسفه• تشکیک فلسفی، تشکیک در مراتب وجود دارای حقیقت واحد• تشکیک منطقی، تقسیم خاصی برای مفاهیم در منطق• تشکیک در وجود، در اصطلاح فلسفی، در برابر تواطی• تشکیک در ماهیت، حمل ماهیت بر مصادیقش همراه با تخالف و تغایر• تشکیک خاصی، ما به الاختلاف در شیء، عین ما به الاتحاد و بودن ا...