کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تشمل
تلفظ بین المللی :
/taʃˈammol/
تلفظ :
[taS'ammol]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تشملینی
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
مدل تحمل
مرحلۀ تأمل
مرحلۀ پیش تأمل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تشمل. [ ت َ ش َم ْ م ُ ] ( ع مص ) چادر مشمل پوشیدن و صاحب آن شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
تشملینی
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
مدل تحمل
مرحلۀ تأمل
مرحلۀ پیش تأمل
نظرات