معانی کلمه : تشریفات
لغت نامه دهخدا
تشریفات. [ ت َ ] ( ع اِ ) آرایش و زینتی که جهت پذیرائی میهمان محترم در خانه دهند و آنچه از مأکول و مشروب برای وی حاضر نمایند. ( ناظم الاطباء ). تکلفی که میزبان جهت خوشگذرانی میهمان کند.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (اِ. ) آداب و رسوم خاص در پذیرایی های مهم و رسمی . جِ تشریف .
فرهنگ فارسی
مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولتها
( مصدراسم ) جمع تشریف . ۱- تشریفها. ۲- مراسم پذیرایی آبرومندانه. ۳- لوازم پذیرایی آبرومندانه.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مراسم
فرمالیته
تجمل، تکلف
آداب، اتیکت
۱. آداب، اتیکت
۲. تجمل، تکلف
۳. فرمالیته
۴. مراسم
فرهنگ فارسی ساره
آیین ها
فرهنگستان زبان و ادب
{protocol} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مجموعۀ آیین و رفتار دیپلماتی در روابط بین دولت ها
