تشریح. [ ت َ ] ( ع مص ) نیک شرح کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نیک بیان کردن. ( دهار ). نیک هویدا کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به کمال وضاحت بیان کردن و آشکار کردن. ( غیاث اللغات ). نیک بیان کردن سخن را. ( آنندراج ). اظهار و آشکار کردن چیزی است. می گویند شرحت الغامض ؛ یعنی مشکل را تفسیر وروشن ساختم. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) : تشریح نهاد خود درآموزکاین معرفتی است خاطرافروز.نظا...
فرهنگ عمید
۱. گشودن و آشکار ساختن چیزی. ۲. بیان کردن و شرح دادن مطلب. ۳. شرحه شرحه کردن، قطعه قطعه کردن، از هم جدا کردن. ۴. (اسم ) (پزشکی ) علمی که دربارۀ ساختمان بدن و چگونگی اعضا و ارتباط آن ها با هم بحث می کند، کالبدشناسی. ۵. (اسم ) (پزشکی ) کالبدشکافی، کالبدگشایی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - شرح دادن . ۲ - کار کردن بر روی کالبد مردة انسان برای شناسایی و شرح عمل اعضا، کالبدشکافی .
دانشنامه آزاد فارسی
قطع عضو میّت و مُثله کردن او. تشریح میت مسلمان جایز نیست، مگر آن که حیات مسلمان دیگر بر آن متوقف باشد، در این صورت باید دیۀ آن از سوی قطع کننده پرداخت شود. تعلیم دانشجویان نیز چنانچه به تشریح نیاز باشد، همین حکم را دارد. قطع عضو میت مسلمان به قصد تدارک عضو ازدست رفتۀ مسلمان زنده جایز نیست، جز آن که خود در زمان حیات به آن اجازه داده باشد؛ در این صورت قطع آن دیه ندارد. اولیای میت نمی توانند به بریدن...
فرهنگ فارسی
شاهکار رامبراند ( ۱۶۳۲ م . ) و یکی از عجایب نقاشی ( لاهه ) . گشودن، آشکارساختن چیزی، بیان کردن، شرح دادن، شرحه شرحه کردن، قطعه قطعه کردن، ازهم جداکردن ۱-( مصدر ) شرح دادن توضیح دادن . ۲- شرحه شرحه کردن قطعه قطعه کردن . ۳- جداکردن اجزای بدن مرده برای تحقیق و مطالعه کالبد شکافی . جمع : تشریحات . یا تشریح علم . دانش کالبد شکافی .
دانشنامه عمومی
تشریح مصوب دوم فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای دو واژه است: کالبدشناسی کالبدشکافی
[ویکی فقه] تشریح، از مسائل مستحدثه فقهی است.تشریح در لغت به معنای جداکردن گوشت از عضو به شیوه خاصی است، و به قطعه جدا شده شَرْحه و شَریحه می گویند. wikifeqh: دلیل حرمت شکافتن اجساد در شریعت اسلام، آزادی عمل چندانی در این زمینه نداشتند ــ تا پیش از کشف گردش ریوی خون توسط ابن نفیس، در دانش کالبد شناسی به دستاورد چندان مهمی دست نیافته باشند، یا دست کم خبری از حاصل کار آنان به ما نرسیده است.در واقع دا...
فرهنگ فارسی ساره
بازشکافی، کالبدشناس
فرهنگستان زبان و ادب
{anatomy} [پزشکی] بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار ماکروسکوپی بخش های گوناگون بدن [پزشکی] ← کالبدشکافی [پزشکی] ← کالبدشناسی