کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تشر-زدن | کلماتور
معانی کلمه : تشر زدن
تلفظ بین المللی :
/tˈaʃar zˈadan/
تلفظ :
[t'aSaR z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تشر زدن به
تیر زدن
تر زدن
با یک تیر دو نشان زدن
سایه کسی را با تیر زدن
سایه ی کسی را با تیر زدن
سه تار زدن
تشت زدن
تار زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تشر زدن. [ ت َ ش َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) توپیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). عتاب کردن. پرخاش کردن. و رجوع به تشر شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عتاب کردن تندی کردن .
عتاب کردن پرخاش کردن
مترادف و متضاد
تندی کردن، تغیرنمودن، تهدید کردن، عتاب کردن، پرخاش کردن
browbeat
(فعل)
تشر زدن، نهیب زدن به
threaten
(فعل)
ترساندن، تشر زدن، تهدید کردن
کلمات مرتبط
تشر زدن به
تیر زدن
تر زدن
با یک تیر دو نشان زدن
سایه کسی را با تیر زدن
سایه ی کسی را با تیر زدن
سه تار زدن
تشت زدن
تار زدن
نظرات