معانی کلمه : تشحیذ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تیز کردن کارد، شمشیر، و مانند آن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) تیز کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- تیز کردن تند کردن ( کارد شمشیر و مانند آن ) . ۲- روشن کردن ( ذهن خاطر و قریحه ).
مترادف و متضاد
۱. تند کردن، تیز کردن
۲. روشنسازی
