Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تشحیذ

تلفظ بین المللی : /tˈaʃhiz/ تلفظ :‌ [t'aShiz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تشحیذ الاذهان بسیره بلاد العرب و السودان
  • تشحذ
  • تشحی
  • تشحیط
  • تشحیم
  • تشذیذ
  • تشریذ
  • تشویذ
  • تشهیذ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تشحیذ. [ ت َ ] ( ع مص ) تیز کردن کارد را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تیز کردن کارد و شمشیر و جز آن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). تیز کردن. جلا دادن : نه از تأمل اشارات و تجارب این کتاب خاطر انور قاهری را تشحیذی صورت بندد و نه از مطالعه این عبارات ، الفاظ درافشان شاهنشاهی را مددی تواند بود. ( کلیله و دمنه ). و به تعصب و هواداری به فراخان برخاستند و در تصویب رای و تشحیذ عزم او سعی میکردند. (...

فرهنگ عمید

تیز کردن کارد، شمشیر، و مانند آن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) تیز کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تیز کردن تند کردن ( کارد شمشیر و مانند آن ) . ۲- روشن کردن ( ذهن خاطر و قریحه ).

مترادف و متضاد

۱. تند کردن، تیز کردن
۲. روشنسازی


کلمات مرتبط

  • تشحیذ الاذهان بسیره بلاد العرب و السودان
  • تشحذ
  • تشحی
  • تشحیط
  • تشحیم
  • تشذیذ
  • تشریذ
  • تشویذ
  • تشهیذ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات