معانی کلمه : تسییر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
راندن، روانه کردن، به راه انداختن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) راندن ، روانه کردن ، بیرون کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - راندن روانه کردن بیرون کردن . ۲- تصور کردن حرکت نقطه ایست از منطقها لبروج در صورت طالع بر توالی هر چند فی الحقیقه به آن حرکت متحرک نباشد اهل احکام گویند که آن عبارت است از رسیدن اثر دلیل اول بدلیل ثانی تا از امتزاج دلیلین استدلال بیکی از حوادث مستقبل حاصل شود. جمع تساییر.
