Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تسهیم

تلفظ بین المللی : /tˈashim/ تلفظ :‌ [t'ashim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • تسهیم کردن
  • تسهیم کننده
  • تسهیم راز پیش نگر
  • تسهیم نامتناسب
  • تسهیم سازی با تقسیم فرکانس
  • طرح تسهیم راز
  • طرح تسهیم راز دیداری
  • طرح تسهیم راز وارسی پذیر
  • مدل تسهیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تسهیم. [ ت َ ] ( ع مص ) بُرد به خط بافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). منقش کردن جامه. || ( زوزنی ). چادر مخطط بافتن : سهم البرد؛ خططها بصور کالسهام. ( از متن اللغة ). || ( اصطلاح علم بدیع ) آن است که شاعر نسق شعر بر وجهی نهد که بعضی از آن بر بعضی دلالت کند و چون صاحب طبعی یک مصراع از آن بشنود بداند که مابعد آن چه تواند بود چنانکه شاعر گفته است :خون عاشق مباح داشت بتم باز وصلش حرام داشت مدام نه مباحست آ...

فرهنگ عمید

۱. سهم بندی کردن، جزءجزء کردن.
۲. [قدیمی] جامه یا پارچه را نقش کردن و مخطط ساختن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سهم بندی کردن . ۲ - پارچه را نقش دار ساختن .

فرهنگ فارسی

← شکافتگی

جامه یاپارچه رانقش کردن ومخططساختن سهم بندی، کردن، جزئ جزئ کردن
( مصدر ) ۱- سهم دادن ۲.- سهم بندی کردن جزو کردن . جمع تسهیمات . یا تسهیم بنسبت. تقسیم کردن مبلغ یا کمیتی بین چند تن متناسب با اعدادی معین مثلا بخواهیم مبلغ ۲۶٠٠ ریال را بین سه تن بنسبت اعداد ۴ ۲ و ۷ تقسیم کنیم این عمل را تسهیم بنسبت گویند. اعداد ۴ ۲ و ۷ را اعداد نسبت نامند.

مترادف و متضاد

توزیع

سهم‌بری

بخش، تقسیم

سهم‌بندی، سهم‌دهی

۱. بخش، تقسیم
۲. توزیع
۳. سهمبری
۴. سهمبندی، سهمدهی

allotment (اسم)سهم، تخصیص، تقسیم، تقدیر، پخش، جیره، تسهیمsharing (اسم)تسهیم، اشتراکmultiplexing (اسم)تسهیمmultiplex (اسم)تسهیمapportionment (اسم)تقسیم، تسهیم، تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تسهیم، دلالت غیرمستقیم بخشی از کلام بر بخش بعدی است.«تسهیم» از اسلوب های بدیعی و به این معنا است که گوینده، ساختمان کلام را به گونه ای قرار می دهد که بعضی از آن بر بعضی دلالت کند و چون صاحب طبعی، بخش اول از کلام را بشنود، بداند که مابعد آن، چه خواهد بود؛ یعنی بتواند مابعد آن را حدس بزند؛← مثالاین صنعت را از آن جهت تسهیم خوانده اند که گوینده، شنونده را در دانستن بعضی از آن چه خواهد گفت س...

فرهنگستان زبان و ادب

[زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← شکافتگی

کلمات مرتبط

  • تسهیم کردن
  • تسهیم کننده
  • تسهیم راز پیش نگر
  • تسهیم نامتناسب
  • تسهیم سازی با تقسیم فرکانس
  • طرح تسهیم راز
  • طرح تسهیم راز دیداری
  • طرح تسهیم راز وارسی پذیر
  • مدل تسهیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات