معانی کلمه : تست
لغت نامه دهخدا
تست . [ ت َ ] (اِ) پیاله و مشربه . (ناظم الاطباء). شاید مصحف طست باشد.
فرهنگ عمید
۱. آزمایش، امتحان، محک.
۲. پرسش ها یا تمرین هایی که برای آزمایش هوش و استعداد و میزان اطلاعات یک فرد یا یک دسته طرح شود.
۲. پرسش ها یا تمرین هایی که برای آزمایش هوش و استعداد و میزان اطلاعات یک فرد یا یک دسته طرح شود.
فرهنگ معین
(تُ) [ انگ . ] (ص .) برشته .
(تِ) [ انگ . ] (اِ.) 1 - نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسش های کوتاه و جواب های مختلف است . 2 - مجموعة پرسش های چند گزینه ای (فره ). 3 - آزمایش ، آزمون .
فرهنگ فارسی
آزمایش، آزمون، امتحان، محک، معرف
( اسم ) ۱- آزمایش امتحان .۲ - نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسشهای کوتاه و محدود است .
پیاله و مشروبه . شاید مصحف طست باشد .
( اسم ) ۱- آزمایش امتحان .۲ - نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسشهای کوتاه و محدود است .
پیاله و مشروبه . شاید مصحف طست باشد .
دانشنامه عمومی
آزمایش
گویش دزفولی
آزمایش
مترادف و متضاد
سنجش
آزمایش
آزمایش، آزمون، امتحان
پرسشهای چندگزینهای، سوالهای چندجوابی
۱. آزمایش، آزمون، امتحان
۲. سنجش
۳. پرسشهای چندگزینهای، سوالهای چندجوابی
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] فهرست قرآن
wikiakmtor_omnib: تست
فرهنگ فارسی ساره
آزمایش
