Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تساتل

تلفظ بین المللی : /tasˈɑtol/ تلفظ :‌ [tas'Atol]
لغت نامه دهخدا
  • پیمان تلاتلولکو
  • تاتلین ولادیمیر
  • تسالونیکی
  • تسالی
  • تساهل اعلامیه
  • تسکاتلیپوکا
  • تاتلی
  • تسافل
  • تسالم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تساتل. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) بپای شدن. ( زوزنی ). یکی بعد دیگر برآمدن قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || خارج شدن بعض قوم بر اثر بعضی دیگر. ( از متن اللغة ). خارج شدن قوم متتابع یکدیگر، یکی پس از دیگری. ( از المنجد ). || قطره قطره جاری شدن اشک. ( از متن اللغة ) ( از المنجد ). || پاره شدن رشته لؤلؤ. ( متن اللغة ). پراکنده شدن لؤلؤ متتابع یکدیگر. ( از المنجد ...

کلمات مرتبط

  • پیمان تلاتلولکو
  • تاتلین ولادیمیر
  • تسالونیکی
  • تسالی
  • تساهل اعلامیه
  • تسکاتلیپوکا
  • تاتلی
  • تسافل
  • تسالم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات