معانی کلمه : تزویج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زناشویی کردن، همسر گرفتن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) همسر گرفتن ، جفت گرفتن .
فرهنگ فارسی
مردرازن دادن، زن راشوهردادن، همسرگرفتن
۱-( مصدر ) همسر گرفتن جفت گرفتن . ۲- ( اسم ) زنا شویی . جمع : تزویجات.
۱-( مصدر ) همسر گرفتن جفت گرفتن . ۲- ( اسم ) زنا شویی . جمع : تزویجات.
مترادف و متضاد
ازدواج، زناشویی، مزاوجت، نکاح، وصلت ≠ طلاق، جدایی
۱. ازدواج، زناشویی، مزاوجت، نکاح، وصلت ≠ طلاق، جدایی
۲. جفت گرفتن، زناشویی کردن، همسر گرفتن ≠ طلاق دادن، جدا شدن
