Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تزجیه

تلفظ بین المللی : /tazdʒˈije/ تلفظ :‌ [tazdZ'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار
  • ایزوتوپی تجزیه
  • قابل تجزیه
  • قفسۀ تجزیه
  • گریز تجزیه ای
  • گشت توجیهی
  • ماشین تجزیه
  • مدرسه تاجیه
  • پرتو ایکس تجزیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

( تزجیة ) تزجیة. [ ت َ ج ِ ی َ ] ( ع مص ) روزگار گذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). به نرمی راندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کیف تزجی الایام ؛ ای کیف تدفعها. ( اقرب الموارد ) : اگر رغبتی هست تا ساعتی بمناولت آن تزجیة روزگار کنیم. ( مرزبان نامه ص 84 ). رکن الدین چون دید که در دست بجز خسران نخواهد داشت و در این مدت که به سوف و لعل تزجیة وقت میکرد. ( جهانگشای جوینی )....

فرهنگ عمید

۱. به نرمی دفع کردن و گذراندن.
۲. روزگار گذرانیدن.

فرهنگ معین

(تَ یِ ) [ ع . ] (مص م . ) روزگار گذرانیدن .

کلمات مرتبط

  • تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار
  • ایزوتوپی تجزیه
  • قابل تجزیه
  • قفسۀ تجزیه
  • گریز تجزیه ای
  • گشت توجیهی
  • ماشین تجزیه
  • مدرسه تاجیه
  • پرتو ایکس تجزیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات