Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تزاوج

تلفظ بین المللی : /tazˈɑvodʒ/ تلفظ :‌ [taz'AvodZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تزاجر
  • تزوج
  • تزاو
  • تزاور
  • تزاوف
  • تزاول
  • تزاؤک
  • تزاویق
  • تزواج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تزاوج. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) با یکدیگر جفت شدن. ( زوزنی ). با یکدیگر جفت کردن. ( دهار ). جفت و قرین شدن با هم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تشابه سخن بیکدیگر در سجع و وزن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فرهنگ عمید

۱. جفت و قرین شدن با هم.
۲. ازدواج کردن، زناشویی.

فرهنگ معین

(تَ وُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - با هم جفت و قرین شدن . ۲ - زناشویی .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بهم جفت شدن .

کلمات مرتبط

  • تزاجر
  • تزوج
  • تزاو
  • تزاور
  • تزاوف
  • تزاول
  • تزاؤک
  • تزاویق
  • تزواج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات