معانی کلمه : تریق
لغت نامه دهخدا
تریق. [ ت َ رَی ْ ی ُ ] ( ع مص ) نمایان شدن و درخشیدن سراب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روان شدن و جنبیدن و درخشیدن سراب روی زمین. ( از اقرب الموارد ). روان شدن و جنبیدن سراب روی زمین. ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
نمایان شدن و درخشیدن سراب روان شدن و جنبیدن و درخشیدن .
واژه نامه بختیاریکا
خجالتی؛ کمرو؛ شرمین
