معانی کلمه : ترید کردن
لغت نامه دهخدا
ترید کردن. [ ت َ / ت ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) اشکنه کردن. شکستن نان را در طعام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ترید و تریت شود.
فرهنگ فارسی
نان را در آبگوشت و غیره خیساندن
اشکنه کردن شکستن نان را در طعام .

نان را در آبگوشت و غیره خیساندن