تریاک بریدن. [ ت َ / ت ِرْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نشاءة افیون زایل شدن. ( از آنندراج ). خنثی شدن حالت تخدیری تریاک بر اثر خوردن چیز ناموافق. و این حالت در کسانی که معتاد بدان هستند رنج آمیز است : یاران نکشید تیغ بیباکی رامهجور مسازید من خاکی رادشوارتر از بریدن شاهرگ است تریاک اگر برید تریاکی را.شرف ( از آنندراج ).بریدن از تو برنگ بریدن تریاک رسانده است بلب جان ناتوان مرا.شفیع اثر ( از آنندراج ). || ...