معانی کلمه : تری رم
لغت نامه دهخدا
تری رم. [ ت ْ رِ ] ( اِ ) در آن زمان ( زمان داریوش بزرگ ) کشتی بزرگی بود که پاروزنهای آن به سه صف در سه طبقه جا میگرفتند( ایران باستان ج 1 ص 561 ). و رجوع به همین کتاب ج 1 ص 668، 740 و ج 2 ص 926، 1006، 1112، 1135، 1174، 1242، 1485، 1923 و ج 3 ص 1971، 1976، 1978، 2006 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در آن زمان کشتی بزرگی بود که پارو زنهای آن به سه صف در سه طبقه جا می گرفتند .
