کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تری داشتن
تلفظ بین المللی :
/tˌari dˈɑʃtan/
تلفظ :
[t,aRi d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ترس داشتن از
حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
تای جوز بکف داشتن
تر داشتن
ترس داشتن
تهی داشتن
تری داتا
دوست داشتنی تر از این نبودی
تری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تری داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) رطوبتی بودن. رطوبت مزاج بودن : شراب نو، نشاید مردمانی را که تری دارند و باد بر ایشان غلبه دارد. ( نوروزنامه منسوب به خیام )
فرهنگ فارسی
رطوبتی بودن رطوبت مزاج بودن شراب نو .
کلمات مرتبط
ترس داشتن از
حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
تای جوز بکف داشتن
تر داشتن
ترس داشتن
تهی داشتن
تری داتا
دوست داشتنی تر از این نبودی
تری
نظرات