کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترگل-ورگل | کلماتور
معانی کلمه : ترگل ورگل
تلفظ بین المللی :
/tˈarɡol varˈaɡal/
تلفظ :
[t'aRgol vaR'agal]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
کلمات مرتبط
خود یا کسی را ترگل ورگل کردن
ترگل ور گل
ترگل
التوسل الی الترسل
تربل
ترگو مورش
ترگو ژیو
ترول
توسل الی الترسل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
لغت نامه دهخدا
ترگل ورگل. [ ت َ گ ُ وَ گ ُ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) در تداول عامه تر و تازه. تر و تمیز. خوش و خرم
فرهنگ معین
(تَ گُ وَ گُ ) (ص مر. ) سرزنده ، شاداب ، با طراوت ، زیبا، آراسته .
فرهنگ فارسی
در تداول عامه تر و تازه تر و تمیز .
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> ترگل ورگل
شاداب؛ سرزنده؛ زیبا؛ آراسته
مثال:
تا یک دختر ترگل ورگل می بینه اختیار از دستش درمی ره و شروع می کنه به خودشیرینی.
کلمات مرتبط
خود یا کسی را ترگل ورگل کردن
ترگل ور گل
ترگل
التوسل الی الترسل
تربل
ترگو مورش
ترگو ژیو
ترول
توسل الی الترسل
نظرات