کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ترکیده
تلفظ بین المللی :
/tˌerekˈideː/
تلفظ :
[t,eRek'ide:]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پاشنه ترکیده
شکستگی ـ ترکیدگی
با صدا ترکیدن
اهل کشور ترکیه
ترکیدگی
ترکیزه
دختر ترشیده
صدای ترکیدن
خبرگزاری اخلاص ترکیه
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
ترک خورده، شکافته شده.
فرهنگ معین
(تَ رَ دِ ) (ص مف . ) ۱ - شکافته شده . ۲ - منفجر شده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- تراک خورده شکافته شده. ۲ - منفجرشده.
مترادف و متضاد
ترکخورده، شکافته، منفجر
کلمات مرتبط
پاشنه ترکیده
شکستگی ـ ترکیدگی
با صدا ترکیدن
اهل کشور ترکیه
ترکیدگی
ترکیزه
دختر ترشیده
صدای ترکیدن
خبرگزاری اخلاص ترکیه
نظرات