معانی کلمه : ترویه
لغت نامه دهخدا
تروئة. [ ت َ وِ ءَ ] (ع مص ) رجوع به تروی ٔ شود.
( تروئة ) تروئة. [ ت َ وِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به تروی شود.
فرهنگ عمید
۱. سیراب کردن.
۲. آب برای سفر برداشتن.
۳. در کاری تفکر و اندیشه کردن.
۴. روز هشتم ماه ذی حجّه که حج آغاز می شود و حجاج از مکه به عرفات می روند.
۲. آب برای سفر برداشتن.
۳. در کاری تفکر و اندیشه کردن.
۴. روز هشتم ماه ذی حجّه که حج آغاز می شود و حجاج از مکه به عرفات می روند.
فرهنگ معین
(تَ یِ ) [ ع . ترویة ] (مص م . ) سیراب کردن ، آب برای سفر برداشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
سیر آب کردن، آب برداشتن، اندیشه وتفکردرکارها
( مصدر ) ۱- سیراب کردن . ۲- آب برای سفره بر داشتن . ۳- اندیشیدن در کاری یا ترویه یوم ( روز ) ترویه . روز هشتم ذی حجه .
یوم الترویه : روز هشتم از ماه ذیحجه
( مصدر ) ۱- سیراب کردن . ۲- آب برای سفره بر داشتن . ۳- اندیشیدن در کاری یا ترویه یوم ( روز ) ترویه . روز هشتم ذی حجه .
یوم الترویه : روز هشتم از ماه ذیحجه
