ترهات. [ ت ُرْ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ تُرَّهَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سخن های باطل لهوآمیز. ج ِ ترهت که بمعنی باطل است. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). سخنان بیهوده و خرافات. ( شرفنامه منیری ). ج ِ ترهة. اباطیل و دواهی. ( المنجد ). فارسی معرب است آنگاه به باطل استعاره شد پس گویند الترهات البسابس و الترهات الصحاصح و از اسمای باطل است : تطاول لیلی و اعترتنی وساوسی لات اتی بالترهات البسابس.( ا...