Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ترنیان

تلفظ بین المللی : /tˌeranˈiɑn/ تلفظ :‌ [t,eRan'iAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • ترایانوس
  • تریان ارتو
  • تریان وارتو
  • تریانون
  • ترنگانو
  • ترنانه
  • تریان
  • ترنجان
  • ترنگان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

ترنیان. [ ت َ ]( اِ ) مصحف تریان. ( حاشیه برهان چ معین ). طبقی باشدکه از شاخهای بید ببافند و آنرا جهیز خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). سبدی و طبقی باشد پهن که از چوب شاخهای بید بافند. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و به تقدیم تحتانی بر نون هم بنظر آمده است که بر وزن نریمان باشد. ( برهان ) ( از انجمن آراء ) ( از آنندراج ). و رجوع به تریان و ترینان شود....

فرهنگ عمید

سبد بزرگی که از ترکه های درخت می بافند.

فرهنگ فارسی

ترینان، سبدکاسه بزرگ سبدبزرگی ازترکه های درخت
مصحف تریان ٠ طبقی باشد که از شاخهای بید ببافند و آنرا جهیز خوانند ٠

فرهنگ اسم ها

اسم: ترنیان (دختر) (فارسی) (تلفظ: tarniyan) (فارسی: تَرنیان) (انگلیسی: tarniyan)
معنی: سبدی که از شاخه های بید می بافند

کلمات مرتبط

  • ترایانوس
  • تریان ارتو
  • تریان وارتو
  • تریانون
  • ترنگانو
  • ترنانه
  • تریان
  • ترنجان
  • ترنگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات