معانی کلمه : ترنه
لغت نامه دهخدا
ترنه. [ ت ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) کلنگ. ( آنندراج از مؤید الفضلا ).
فرهنگ فارسی
کلنگ .
دانشنامه عمومی
(لری اندیمشک) تُرنه؛ دلیل.
ترنه (torrne) به معنای ترانه و آوا
گویش مازنی
۱بادی که از طرف شمال می آید و به طور معمول با برف و باران ...
۱تر و تازه – نو ۲جوانه و نهال کوچک که تازه روییده است ۳بچه ...
/terne/ بادی که از طرف شمال می آید و به طور معمول با برف و باران همراه است - نوعی پارچه ی مخصوص که همان ترمه است & تر و تازه – نو - جوانه و نهال کوچک که تازه روییده است ۳بچه تازه به دنیا آمده
فرهنگ اسم ها
اسم: ترنه (دختر) (فارسی) (تلفظ: torne) (فارسی: تُرنه) (انگلیسی: torneh)
معنی: گیسو
معنی: گیسو
واژه نامه بختیاریکا
طُره؛ گیسو
