معنی کلمه : ترمیم شدن
مترادف و متضاد
۱. اصلاحشدن، درست شدن
۲. مرمت شدن، تعمیر شدن، بازسازی شدن ≠ تخریب شدن
۳. بهبود یافتن
recover (فعل)
بهبودی یافتن، دریافت کردن، شفاء یافتن، بهوش امدن، بهبود یافتن، دوباره بدست اوردن، ترمیم شدن، باز یافتن

۱. اصلاحشدن، درست شدن
۲. مرمت شدن، تعمیر شدن، بازسازی شدن ≠ تخریب شدن
۳. بهبود یافتن