معانی کلمه : ترزن
لغت نامه دهخدا
ترزن .[ ت َ رَزْ زُ ] (ع مص ) وقار پیدا کردن در چیزی و ثبات ورزیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دانشنامه عمومی
(روستای سنگ چارک داراب) (torzon) محلی که خاکروبه و وسایل مستهلک و دور ریختنی را در آنجا می ریزند. تلکدون نیز می گویند.
گویش مازنی
آخوندک
/tor zan/ آخوندک
