تردد. [ ت َ رَدْ دُ ] ( ع مص ) شد و آمد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). آمد و شد کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). گردیدن و رفتن و آمد و شد کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : جز به تردد سر و کاریت نیست بر سر یک رشته قراریت نیست.نظامی.چون مسافت از رودبار الموت به اردوی پادشاه نزدیک بود بردوام ایلچیان تردد می داشتند....
(تَ رَ دُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) آمد و شد کردن . ۲ - دو دل شدن . ۳ - اسهال .
فرهنگ فارسی
دودل شدن، آمدوشدکردن، بیماری اسهال هم میگویند ۱-( مصدر ) آمد و شد کردن . ۲-دو دل شدن دو دله گردیدن . ۳- شکم راندن اسهال گرفتن . ۴- ( اسم ) آمد و شد رفت و آمد. ۵- دو دلی . ۶- شکم روش اسهال . جمع : ترددات .