معانی کلمه : ترتر
لغت نامه دهخدا
ترتر. [ ت ِ ت ِ ] (اِ صوت ) نام آواز بیرون شدن فضول ، چنانکه از مسهل خورده یا بیمار اسهال . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
فرهنگ فارسی
رودی است در بردع یکی از شهرهای بزرگ و معروف اران که امروزه دهی است در میان خرابه در کنار رود ترتر موسوم است به بردع .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱صدای ریزش آب و باران ۲از اصوات است ۳صدای مقطع و بریده
/terter/ صدای ریزش آب و باران - از اصوات است ۳صدای مقطع و بریده
واژه نامه بختیاریکا
( تُر تُر ) که تر؛ غلتان سنگ؛ سنگی که در شیب های تند در اثر عوامل مختلف از قبیل برخورد سم گوسفندان کنده شده و به پایین دست غلتانده می شود.
