معانی کلمه : تراژدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) داستانی که در آن زنجیرۀ حوادث جبری، شخصیت اصلی یا همۀ شخصیت ها رابه سوی سرنوشتی ناگوار و فاجعه آمیز سوق می دهد.
۲. فاجعه، مصیبت، بدبختی.
۲. فاجعه، مصیبت، بدبختی.
فرهنگ معین
(تِ ژِ ) [ فر. ] (اِ. )۱ - نمایش نامة غم انگیز. ۲ - فاجعه ، مصیبت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نمایش سوگناک، سوگمایش
نمایش غم انگیز، قصیده یانمایش اندوه آور، نمایش، واقعه جدی ازوقایع زندگانی که انسان رامتاثرو، اندوهگین کند
( اسم ) نوعی نوشته یا نمایش که موضوعی غم انگیزداردو غالبا بد بختیهاشکنجه های جسمی و روحی و خیانت را نشان میدهد.
( اسم ) نوعی نوشته یا نمایش که موضوعی غم انگیزداردو غالبا بد بختیهاشکنجه های جسمی و روحی و خیانت را نشان میدهد.
دانشنامه عمومی
نقل قول
جملات نمونه
تراژدی نویس
tragedian
مترادف و متضاد
tragedy (اسم)
مصیبت، تراژدی، فاجعه، نمایش حزن انگیز، سوگ نمایش
buskin (اسم)
تراژدی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
سوگنامه
