Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ترانزیستور

تلفظ بین المللی : /tˌerɑnzˈistor/ تلفظ :‌ [t,eRAnz'istoR]
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ترانزیستور تنک لایه
  • ترانزیستور پیوندی
  • ترانزیستور 2ان3904
  • ترانزیستور 2ان3906
  • ترانزیستور اثر میدان
  • ترانزیستور اثر میدانی
  • ترانزیستور بی سی 548
  • ترانزیستور تحرک الکترونی بالا
  • ترانزیستور تماس نقطه ای
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

فرهنگ عمید

اسباب الکترونی، ساختمانش کوچک و بادوام است و به محض وصل کردن جریان به کار می افتد. تولید حرارت نمی کند. مقاومتش در مقابل ضربه و ارتعاش زیاد است. در وسایل ارتباطی و دستگاه های گیرنده به کار می رود.

فرهنگ معین

(تِ تُ ) [ انگ . ] (اِ. ) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیلة عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین .

دانشنامه آزاد فارسی

ترانْزیسْتور (transistor)ترانْزیسْتورقطعۀ الکترونیکیِ حالت ـ جامد، ساخته شده از ماده ای نیم رسانا. این قطعه سه یا چند کنتاکت الکتریکی برای تنظیم جریان عبوری دارد. از ترانزیستور به منزلۀ تقویت کننده، نوسان ساز، سلول فتوالکتریکی یا کلید استفاده می کنند و برخلاف لامپ های گرمایونی اولیه، معمولاً توان بسیار کمی مصرف می کند. ترانزیستورها معمولاً از لایه های نازک ژرمانیم یا سیلیسیم تشکیل می شوند و لایه ه...

فرهنگ فارسی

قطعه‌‌‌ی شامل دست‌کم سه نیمه هادی الکتروددار، ترادار

وسیلۀ نیمه‌رسانای فعال در مدارهای الکترونیکی که شامل سه یا تعداد بیشتری پایانه باشد و تقریباًً تمام عملیات لامپ‌های گرما ـ یونی، ازجمله تقویت و آشکارسازی و نوسان‌سازی و کلیدزنی را انجام دهد

( اسم ) دستگاهی است که برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی بوسیل. عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین انجام شود. چون ترانزیستور میتواند دا...

دانشنامه عمومی

ترانزیستور مهم ترین قطعۀ مداری در الکترونیک است و برای تقویت یا قطع و وصل سیگنال ها به کار می رود. ترانزیستور یکی از ادوات حالت جامد است که از مواد نیمه رسانایی مانند سیلیسیم و ژرمانیم ساخته می شود. یک ترانزیستور در ساختار خود دارای پیوندهای نوع N و نوع P است.اندازه به مراتب کوچک ترتولید کاملاً اتوماتیکهزینه کمتر (در تولید انبوه)ولتاژ کاری پایین تر (اما لامپ های خلاء در ولتاژهای بالاتر می توانند ک...

مترادف و متضاد

transistor (اسم)
ترانزیستور

فرهنگستان زبان و ادب

{transistor} [فیزیک] وسیلۀ نیمه رسانای فعال در مدارهای الکترونیکی که شامل سه یا تعداد بیشتری پایانه باشد و تقریباًً تمام عملیات لامپ های گرما یونی، ازجمله تقویت و آشکارسازی و نوسان سازی و کلیدزنی را انجام دهد

کلمات مرتبط

  • ترانزیستور تنک لایه
  • ترانزیستور پیوندی
  • ترانزیستور 2ان3904
  • ترانزیستور 2ان3906
  • ترانزیستور اثر میدان
  • ترانزیستور اثر میدانی
  • ترانزیستور بی سی 548
  • ترانزیستور تحرک الکترونی بالا
  • ترانزیستور تماس نقطه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات