کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تراشه-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تراشه کردن
تلفظ بین المللی :
/tarˈɑʃeː kˈardan/
تلفظ :
[taR'ASe: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ترشه کردن
دقت کردن و اشکال تراشی
آب تراش کردن
اب تراش کردن
تراش کردن
ترانه بلند کردن
خرج تراشی کردن
پاک تراش کردن
زبان تازه کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sliver
(فعل)
بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن
splinter
(فعل)
متلاشی شدن، متلاشی کردن، تراشه کردن
splint
(فعل)
تراشه کردن
کلمات مرتبط
ترشه کردن
دقت کردن و اشکال تراشی
آب تراش کردن
اب تراش کردن
تراش کردن
ترانه بلند کردن
خرج تراشی کردن
پاک تراش کردن
زبان تازه کردن
نظرات