معانی کلمه : ترازودار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
وزان سنجنده وزن کننده آنکه دارای ترازوست و اشیائ را سنجد و وزن کند آنکه چیزها را در ترازو کشد و تعیین وزن آنها کند ترازو سنج .
مترادف و متضاد
balancer (اسم)
اکروبات، متعادل کننده، برابر کننده، ترازودار
