معانی کلمه : تر و تیل
لغت نامه دهخدا
تر و تیل. [ ت َ رُ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) خیس و تر شده بر اثر آب یا باران :
همچو قبطی بر کشیده ز نیل
سر و تن خیس خورده و تر و تیل.
همچو قبطی بر کشیده ز نیل
سر و تن خیس خورده و تر و تیل.
فرهنگ فارسی
خیس و تر شده بر اثر آب یا باران
