تذهیب. [ ت َ ] ( ع مص ) زراندود کردن. ( تاج المصادربیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( غیاث اللغات ) : تذهیب و تزویق آن بجایی رسانید که صنعت صناع رصافه به اضافت تصنع و تنوق نقاشان آن روزگار در مقابله آن ناچیز شد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 421 ).
فرهنگ عمید
۱. زراندود کردن، طلاکاری. ۲. تزیین و نقش ونگار دادن اوراق کتاب های خطی با آب زر و لاجورد.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) زر گرفتن ، زراندود کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیبتَذْهیب(در لغت به معنای زراندودکردن یا طلاکاری) اصطلاحی در هنر آراستن و تزیین نسخه های خطی با نقش های گوناگون به سبک ایرانی و «گل و بته» به کمک رنگ های مختلف و طلا و نقره، در صفحات کتاب، بخصوص نخستین و آخرین صفحه، سرفصل ها و حاشیۀ صفحات، سرسوره ها و کتیبه ها در قرآن، و همچنین متن یا حاشیۀ قطعه های خط در خوشنویسی. هنر تذهیب در ایران سابقه ای کهن دارد و از روزگار ا...
فرهنگ فارسی
اندودکردن، طلاکاری، هنرتزیین ونقش ونگاردادن، اوراق کتابهای خطی با آب زرولاجورد ۱-( مصدر ) زر گرفتن زر اندود کردن . ۲- ( اسم ) زر کاری طلا کاری . ۳ - جمع : تذهیبات .
دانشنامه عمومی
تَذهیب را می توان مجموعه ای از نقش های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتاب های مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگ های هنری و قطعه های زیبای خط به کار می برند.در فرهنگ های فارسی تعریف دقیقی از تذهیب وجود ندارد؛ تعریفی که ما را به اصل و منشاء این هنر رهنمون باشد. در برخی از کتاب های قدیمی و اغلب تذکره ها فقط نامی از نقاشان و مذهبان آمده است که این، برای دریافت...
[ویکی فقه] تَذْهیب، هنری از شاخۀ نگارگری با نقش مایه های گیاهی و هندسیِ بسیار نازک و ظریفِ شیوه یافته با رنگ های غالب طلا و لاجورد و یکی از ارکان بنیادی کتاب آرایی می باشد.واژۀ تذهیب (برگرفته از ذهب به معنی طلا) از روزگار گذشته تا کم و بیش هم اکنون به معنی فراگیر زراندود ساختن یا زرنگار کردن اشیاء و آثار به کار رفته است. این معنی را نباید با هنر تذهیب یکی دانست، هرچند که اثر زرنگار از جایگاه هنری ...