کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تدیه
تلفظ بین المللی :
/tˈadjjoh/
تلفظ :
[t'adjjoh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تدیه مالی
زی په تیه
قابل تادیه
مرکز تهیه وتوزیع غذا
امارات لازمه را تهیه کردن
با تکیه تلفظ کردن
با عطر و روغن تدهین کردن
با پیاز تهیه شده
باسلیقه تهیه شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تدیه. [ ت ُی ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) نوعی مرغ در جزایر آنتیل که با چنگال از درخت بالا رود.
فرهنگ فارسی
نوعی مرغ در جزایر آنتیل که با چنگال از درخت بالا رود .
کلمات مرتبط
تدیه مالی
زی په تیه
قابل تادیه
مرکز تهیه وتوزیع غذا
امارات لازمه را تهیه کردن
با تکیه تلفظ کردن
با عطر و روغن تدهین کردن
با پیاز تهیه شده
باسلیقه تهیه شده
نظرات