معانی کلمه : تدافع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. دفاع کردن.
۲. [قدیمی] یکدیگر را دفع کردن، همدیگر را پس زدن.
۲. [قدیمی] یکدیگر را دفع کردن، همدیگر را پس زدن.
فرهنگ معین
(تَ فُ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - دفاع کردن . ۲ - یکدیگر را پس زدن .
فرهنگ فارسی
دفاع کردن، یکدیگررادفع کردن، همدیگرراپس زدن
۱- ( مصدر ) یکدیگر را راندن . هم را دفع کردن . همدیگر را پس زدن .۲- ( اسم ) دفع یکدیگر. جمع : تدافعات .
۱- ( مصدر ) یکدیگر را راندن . هم را دفع کردن . همدیگر را پس زدن .۲- ( اسم ) دفع یکدیگر. جمع : تدافعات .
مترادف و متضاد
پسزنی، دفعسازی
پدافند کردن، دفاع کردن
پاتک، پدافند، دفاع، دفع ≠ تهاجم، حمله
۱. پاتک، پدافند، دفاع، دفع
۲. پسزنی، دفعسازی
۳. پدافند کردن، دفاع کردن ≠ تهاجم، حمله
