معانی کلمه : تخییر
لغت نامه دهخدا
تخییر. [ ت َخ ْ ] ( ع مص ) برگزین کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). برگزیدن. ( دهار ). تفضیل دادن کسی را بر غیر وی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )( از المنجد ). اختیار کردن. ( آنندراج ). || مخیر کردن. ( زوزنی ). اختیار دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ عمید
۱. تفضیل دادن.
۲. اختیار دادن در برگزیدن.
۲. اختیار دادن در برگزیدن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - برتری دادن . ۲ - حق انتخاب دادن .
فرهنگ فارسی
برگزین کردن برگزیدن تفضیل دادن کسی را بر غیر وی اختیار کردن یا مخیر کردن اختیار دادن کسی را .
