معانی کلمه : تخیر
لغت نامه دهخدا
تخیر. [ ت َ خ َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) برگزیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
فرهنگ عمید
برگزیدن، انتخاب کردن.
فرهنگ معین
(تَ خَ یُّ ) [ ع . ] (مص م . ) برگزیدن ، انتخاب کردن .
فرهنگ فارسی
برگزیدن .
