Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تخکلون

تلفظ بین المللی : /taxˈakluːn/ تلفظ :‌ [tax'aklu:n]
لغت نامه دهخدا
  • تخکلوز
  • تخکلول
  • تاکلون
  • تاکلوبان
  • تابلونویسی
  • تابلونویس
  • تالون هاکردن
  • تَخُونَه
  • تیر و تَخُونَه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تخکلون. [ ت َ ک َ ] ( اِ ) گردوی سختی که مغز آن از پوست خارج نشود. ( از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 286 ب ) :
مشو ممسک مال و سخت درون
نیاید بکار کسی تخکلون.
میر نظمی ( از شعوری ایضاً ).
و رجوع به تخکلول و تخکلوز و نخکله شود.

کلمات مرتبط

  • تخکلوز
  • تخکلول
  • تاکلون
  • تاکلوبان
  • تابلونویسی
  • تابلونویس
  • تالون هاکردن
  • تَخُونَه
  • تیر و تَخُونَه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات