کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخمین-زدن | کلماتور
معانی کلمه : تخمین زدن
تلفظ بین المللی :
/tˈaxmin zˈadan/
تلفظ :
[t'axmin z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
تخمین
تخمین زن
تخمین ناپذیر
تخمین پذیر
تخمین کم
تخمین تاثیر محیطی
تخمین تصادفی فاز
تخمین طیفی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
تخمین زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برآورد کردن.دید زدن در اندازه. رجوع به تخمین و تخمیناً شود.
فرهنگ فارسی
بر آورد کردن دید زدن در اندازه .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
برآورد کردن
account (فعل)حساب کردن، شمردن، محاسبه نمودن، حساب پس دادن، دانستن، مسئول بودن، ذکر علت کردن، دلیل موجه اقامه کردن، تخمین زدن، نقل کردنcompute (فعل)حساب کردن، تخمین زدن، محاسبه کردنestimate (فعل)تخمین زدن، سنجیدن، بر اورد کردنappraise (فعل)تخمین زدن، ارزیابی کردن، دید زدن، تقویم کردنguesstimate (فعل)تخمین زدن، حدس زدنforeshow (فعل)تخمین زدن، پیش بینی کردن، از پیش نشان دادنguess (ف...
فرهنگ فارسی ساره
برآورد کردن
کلمات مرتبط
کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
تخمین
تخمین زن
تخمین ناپذیر
تخمین پذیر
تخمین کم
تخمین تاثیر محیطی
تخمین تصادفی فاز
تخمین طیفی
نظرات