کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخمط
تلفظ بین المللی :
/taxˈammot/
تلفظ :
[tax'ammot]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
دُشکاری تخمک گذاری
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
روش تخمک گذاری
زَم داری تخمک
زی داربست تخمدان
سیاه تخمه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تخمط. [ ت َ خ َم ْ م ُ ] ( ع مص ) بانگ کردن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ). بانگ کردن فحل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || آشوب کردن دریا. ( تاج المصادر بیهقی ). موج زدن دریا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || تکبرکردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). گردن کشی کردن. ( آنندراج ). || خش...
کلمات مرتبط
دُش گواری تخمیری
دُشکاری تخمک گذاری
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
روش تخمک گذاری
زَم داری تخمک
زی داربست تخمدان
سیاه تخمه
نظرات