معانی کلمه : تخلص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) نام یا لقبی که شاعر برای خود انتخاب می کند و در بیت آخر شعر می آورد، مانند سعدی، حافظ، و خواجو.
۲. (ادبی ) بیتی که شاعر، نام شعری خود را در آن می آورد.
۳. (ادبی ) در بدیع، بیتی در قصیده که تغزل و تشبیب را به تنۀ اصلی پیوند می زند.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] خلاص شدن، رهایی یافتن.
۲. (ادبی ) بیتی که شاعر، نام شعری خود را در آن می آورد.
۳. (ادبی ) در بدیع، بیتی در قصیده که تغزل و تشبیب را به تنۀ اصلی پیوند می زند.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] خلاص شدن، رهایی یافتن.
فرهنگ معین
(تَ خَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - رهایی جستن . ۲ - گریز زدن به مدح ممدوح (در شعر ). ۳ - بیتی که شاعر نام شعری خود را در آن آورد. ۴ - نام یا لقبی که شاعر برای خود انتخاب می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گریز
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
رستن، رهایش، رهایی
شهرت، کنیه، لقب، نام
۱. شهرت، کنیه، لقب، نام
۲. رستن، رهایش، رهایی
۳. گریز
pseudonym (اسم)
نام عاریه، اسم مستعار، تخلص
