کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخطرف
تلفظ بین المللی :
/taxˈatraf/
تلفظ :
[tax'atRaf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تخطرفات
تخذرف
تخطر
تخطرب
تخطروان
تخطف
تخطیف
تطرف
تغطرف
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تخطرف. [ ت َ خ َ رُ ] ( ع مص ) بشتاب رفتن و گام فراخ نهادن ، یا دو گام را یک گردانیدن به تیزروی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بشتاب رفتن و گام فراخ نهادن و در تیزروی ، دو گام را یک گردانیدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تندی در رفتار. ( المنجد ). || مسترخی گردیدن پوست زن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || به شمشیر زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ن...
کلمات مرتبط
تخطرفات
تخذرف
تخطر
تخطرب
تخطروان
تخطف
تخطیف
تطرف
تغطرف
نظرات