معانی کلمه : تخشا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کوشنده، کوشا.
فرهنگ فارسی
کوشا، کوشنده، کوشنده بودن
( صفت ) سعی کننده کوشا.
( صفت ) سعی کننده کوشا.
گویش مازنی
شتاب و عجله
/taKhshaa/ شتاب و عجله
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: toxšā) (پهلوی) کوشنده ، سعی کننده ، کوشا.
اسم: تخشا (پسر) (فارسی) (تلفظ: tokhšā) (فارسی: تخشا) (انگلیسی: tokhsha)
معنی: کوشنده، کوشا، ساعی، ( پهلوی، tuokhšāk ) کوشنده، سعی کننده، ( در اوستائی، thwaokhš، thwaokhša ) غیور، با همت، ( در هندی باستانی، tvakšas ) قوه، نیرو
معنی: کوشنده، کوشا، ساعی، ( پهلوی، tuokhšāk ) کوشنده، سعی کننده، ( در اوستائی، thwaokhš، thwaokhša ) غیور، با همت، ( در هندی باستانی، tvakšas ) قوه، نیرو
