کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تخرد
تلفظ بین المللی :
/taxˈarrod/
تلفظ :
[tax'aRRod]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
رفتار تخریبی
سخت ترد
زی داربست تخمدان
سامانۀ اطلاع رسانی تردد شناورها
سامانۀ انطباقی تنظیم تردد
سامانۀ تردد شناورها
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تخرد. [ ت َ خ َرْ رُ ] ( ع مص ) خریدة گشتن زن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). شرمنده گشتن و ساکت شدن از ترس و پست آواز گشتن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خرید و خریدة شود.
کلمات مرتبط
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
رفتار تخریبی
سخت ترد
زی داربست تخمدان
سامانۀ اطلاع رسانی تردد شناورها
سامانۀ انطباقی تنظیم تردد
سامانۀ تردد شناورها
نظرات