معانی کلمه : تخت بر
لغت نامه دهخدا
تخت بر. [ ت َ ب َ ] ( نف مرکب ) بَرنده تخت. تخت گیر. که تخت رباید و گیرد :
تخت بر، آن سر که بر او پای تست
بختور، آن دل که در او جای تست.
تخت بر، آن سر که بر او پای تست
بختور، آن دل که در او جای تست.
فرهنگ فارسی
برند. تخت تخت گیر که تخت رباید و گیرد .
