تحیر. [ ت َ ح َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) سرگشته شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). سرگشته شدن و در حیرت افتادن. ( از قطر المحیط ). در حیرت افتادن. ( اقرب الموارد ). تحیر به چیزی ؛ دیده سرگشته شدن و بیرون شد کار ندانستن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). حیرت و سرگردانی و سرگشتگی و آشفتگی. دهشت و تعجب و شگفتی. ( ناظم الاطباء ) : چون واقف گشتم گفتی طشتی بر سر من ریختند...
فرهنگ عمید
۱. حیران شدن، سرگشته شدن. ۲. سرگردانی، سرگشتگی. ۳. (اسم ) (تصوف ) از مراحل سلوک که عارف در آن مرحله خود را سرگشتۀ جمال و جلال الهی می بیند.
فرهنگ معین
(تَ حَ یُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) سرگشته شدن ، حیران گشتن .
فرهنگ فارسی
حیران شدن، سرگشته شدن، سرگردانی ۱- ( مصدر ) سرگشته شدن خیره گردیدن خیره ماندن . ۲-( اسم ) سر گردانی سرگشتگی حیرت . ۳- آشفتگی . جمع تحیرات .
مترادف و متضاد
حیرتزدهشدن، سرگشته شدن
حیرت، حیرانی، درماندگی، سرگردانی، سرگشتگی
۱. حیرت، حیرانی، درماندگی، سرگردانی، سرگشتگی ۲. حیرتزدهشدن، سرگشته شدن
[ویکی فقه] مفهوم تحیر در زبان عربی بیشتر دارای بار منفی و در خصوص افراد سرگشته و گمراه و در برابر مفهوم هدایت و راه یافتگی به کار می رود. کاربردهای این کلمه در اشعار عرب قبل و معاصر اسلام نیز همین را تأیید می کند. تحیر در وصف حالات فراق و دوری از معشوق نیز در زبان عربی به کار رفته است.تحیر، مصدر باب تفعّل از ریشه «ح - ی - ر» است که به معنای خجالت، دهشت ، بهت ، وَلَه و شیدایی ، گمراهی ، سردرگمی و ت...