کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تحمیل کننده
تلفظ بین المللی :
/tˌahmilkonˈandeː/
تلفظ :
[t,ahmilkon'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
تحصیل کننده
تحلیل کننده
تحمل کننده
تحمیل کنننده
تکمیل کننده
تکمیل کننده یکدیگر
تامین کننده خدمات برنامه های کاربردی
تامین کننده خدمات تجارت الکترونیکی
تامل کننده
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
procrustean
(صفت)
تحمیلی، تحمیل کننده، بزور بکار وادارنده
imposing
(صفت)
با ابهت، تحمیل کننده
واژه نامه بختیاریکا
تَپا
کلمات مرتبط
تحصیل کننده
تحلیل کننده
تحمل کننده
تحمیل کنننده
تکمیل کننده
تکمیل کننده یکدیگر
تامین کننده خدمات برنامه های کاربردی
تامین کننده خدمات تجارت الکترونیکی
تامل کننده
نظرات